گز
(~.) (اِ.) نوعی تیر بی پر.
(گَ) (اِ.) واحد طول که در قدیم معادل ۲۴ انگشت بود. ؛ ~نکرده پاره کردن کنایه از: کاری را نسنجیده و از روی بی فکر کردن.
(گُ)۱ – (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژهها معنای گزارنده میدهد. مانند: نمازگزار.
۲- (اِ.) طرح یا نقشی که با مداد آن را روی کاغذ یا پارچه میکشند و بعد رنگ میکنند.