(~. گَ)(ص فا.)شرح دهنده، مخبر، خبرنگار.
(گُ رِ) (اِمص.) نک گزارش.
(~.) (اِ.) مسند، عبارتی که آگاهی نسبت به مسندالیه میدهد.
(~. کَ دَ) (اِمص.) گذشتن، عبور کردن.
(گُ یا گِ) ۱- (ص.) بیهوده، عبث. ۲- بسیار، بی اندازه.
(~.) (حامص.) اغراق گویی، مبالغه کردن.
(~.) (حامص.) افراط، مبالغه.
(گَ یا گِ فِ) (ص.) بیهوده، عبث.
(~.) (ص فا.) عبث گو، بیهوده گو، پرحرف.
(گَ) (ص فا.) گزنده، در حال گزیدن.