گندیدن

(گَ دَ) (مص ل.)خراب شدن غذایی بر اثر فعالیت باکتری‌ها به صورت پیدا شدن بوی بد و تغییر طعم و رنگ در آن‌ها.

    گندیده

    (گَ دِ) (ص.) دارای بود یا مزه بد (بر اثر تخمیر شدن)، دارای گندیدگی.

      گنگ

      (~.) (اِ.) = کنگ: امرد قوی جثه.

        گنگ

        (~.) (اِ.) بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم می‌رسد و بن موها می‌خارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمی‌شود.

          گنگ

          (گَ) (ص.) خمیده، کج، کوژ (مادرزاد و غیره).

            گنگ

            (~.) (اِ.) لوله سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار می‌گذاشتند.

              پیمایش به بالا