گوگال
(اِ.) جعل، سرگین غلطان.
(گِ) [ په. ] (اِ.) عنصری با علامت شیمیایی S، جامد و زردرنگ و قابل اشتعال، معادن آن بیشتر نزدیک کوههای آتشفشان است، در صنعت کبریت سازی مصرف زیاد دارد.
(گَ وَ) (اِ.) نوعی گیاه خاردار که دارای ساقههای ستبر و شاخههای بلند میباشد. بیشتر در نقاط کوهستانی میروید و گلهای آن سفید یا زرد رنگ میباشد.
[ په. ]
۱- (اِ.) گونه، رنگ.
۲- (پس.) به صورت پسوند در ترکیبات آید به معنی شکل و رنگ: آبگون، آسمان گون، بنفشه گون.
(نِ) [ په. ] (اِ.)
۱- رنگ، نوع.
۲- رخ، سیما.
۳- قسمت گوشتی زیر چشمها و ک نار بینی و دهان، لُپ.
۴- همانند چیزی مانند: پیامبر – گونه.
[ هند. ] (اِ.)۱ – پارچه خشنی که ریسمانش ا ز لیف کنف و غیره تابیده شود و از آن کیسه بافند.
۲- کیسهای از پارچه خشن که برای حمل بار سازند.