لاجرعه

(جُ عَ یا عِ) [ ع. ] (ق.) یکسره و بدون تنفس نوشیدن.

    لاجورد

    (وَ) (اِ.)لاژورد، از سنگ‌های معدنی که به رنگ آبی است.

      لاجوردی

      (وَ) (ص نسب.) منسوب به لاجورد.
      ۱- رنگ لاجورد.۲ – نوعی آبی مرکب از آبی مخلوط با مقداری کم قرمز.
      ۳- (کن.) آسمان.

        لاچین

        [ تر. ] (اِ.)
        ۱- شاهین شکاری.
        ۲- نامی از نام‌های مردان.

          لاحق

          (حِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- آن که از پس چیزی آید و بدو پیوندد؛ رسنده، واصل.
          ۲- پیوند شونده، متصل، آینده، بعدی ؛ مق. سابق ؛ ج. لاحقین.

            لاحول

            (حَ) [ ع. ] (جمله اسمی) مختصر «لاحول ولا قوه الابالله) نیست نیرو و قوتی مگر خدای تعالی را.

              پیمایش به بالا