(رِ) (اِ.) یک قاچ و برش از خربزه یا هندوانه.
(اِ.) لو. ؛ به ~ دادن: مفت از چنگ دادن چیزی را. ؛ به ~ شدن: از دست رفتن، لو رفتن.
(اِ.) خاک سفیدی که آن را گلابه سازند و خانه را بدان سفید کنند.
(وَ) (اِ.) تغار، ظرف بزرگ.
(وَ یا وِ)(اِ.)تملق، چرب زبانی، چاپلوسی.
(~. گَ) (ص فا.) = لابه گر: ۱- متملق، چاپلوس. ۲- تضرع کننده.
(اِ.) ۱- گل نرم ته نشین شده. ۲- دردی شراب. ۳- میان چیزی، توی چیزی.
(کَ دَ) (مص م.) زنده کسی را به میان دیوار نهادن، گچ گرفتن.
(یَ تَ جَ زّا) [ ع. ] (ص.) جدانشدنی.
(یَ تَ غَ یُِ) [ ع. ] (ص مر.) تغییر ناپذیر.