لبیک

(لَ بَّ) [ ع. ] (شب جم.) امر تو را اطاعت می‌کنم (ذکری که حاجیان در مراسم حج تکرار می‌کنند).

    لپ

    (لُ پّ) (اِ.) هر یک از دو سوی چهره، دو سوی دهان. ؛ ~. ~ خوردن کنایه از: حریصانه و عجولانه خوردن.

      لپه

      (لَ پِّ) (اِ.)
      ۱- هر یک از دو نیمه دانه باقلا و نخود و لوبیا و دیگر حبوبات که قابل نیمه شدن باشند.
      ۲- برگ اولیه یا رویانی در دانه.
      ۳- فرآورده‌ای از نخود، به ویژه نخود سیاه.

        لت

        (~.)
        ۱- (ص.) تکه و پاره از چیزی.
        ۲- (اِ.) واحدی برای اندازه گیری پارچه.
        ۳- یک ورق کاغذ.
        ۴- لنگه در، مصراع.

          لت

          (~.) (اِ.)
          ۱- گرز، عمود.
          ۲- چماق.

            پیمایش به بالا