لر

(لُ)۱ – (اِ.) مراد، مطلب.
۲- (ص.) ساده دل، سلیم.

    لر

    (لَ) (اِ.)
    ۱- جوی، آب کند.
    ۲- زیر بغل.
    ۳- لاغر، ضعیف.

      لرد

      (لِ) (اِ.) دُرد، ته نشستِ مایعات.

        لرد

        (لَ)(اِ.)
        ۱- خارج، بیرون.
        ۲- میدان، صحرا.

          لرد

          (لُ) [ انگ. ] (اِ.) عنوانی است اشرافی که در انگلستان به نجبا و بزرگ زادگان می‌دهند.

            لرزانک

            (لَ نَ) (اِ.) ژله، خوراکی سرد که از آب یا آب میوه همراه با نشاسته و شکر تهیه می‌شود.

              پیمایش به بالا