لعین

(لَ) [ ع. ] (ص.) نفرین شده، ملعون.

    لغ

    (لَ) (ص.)
    ۱- زمینی که در آن علف و گیاه نروید، بیابان خشک بی گیاه.
    ۲- بی موی.

      لغاز

      (لُ) [ ازع. ] (اِ.) (عا.)
      ۱- عیب، خرده.
      ۲- به کنایه از کسی بد گفتن.

        لغایت

        (لِ یَ) (ق.) تا پایان تاریخی معین، مثل لغایت سال ۸۰.

          لغت

          (لُ غَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- زبان و کلام هر قوم.
          ۲- واژه، کلمه. ج. لغات.

            لغت نامه

            (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِ.) واژه نامه، فرهنگ، کتاب لغت.

              پیمایش به بالا