لگد

(لَ گَ) (اِ.)
۱- ضربه‌ای که با پا زده شود.
۲- حرکت یا ضربه قهقرایی تفنگ یا توپ هنگام تیراندازی. ؛ ~ به بخت خود زدن به ضرر خود اقدام کردن.

    لگدکوب

    (~.)
    ۱- (ص فا.) آن که لگد زند.
    ۲- (ص مف.) پایمال شده، لگد خورده.
    ۳- (اِمص.) پایمال کردن، کوفتن، لگد و غیره.

      لگن

      (لَ گَ) (اِ.) ظرف بزرگ لبه دار.

        لگنه

        (لِ نَ یا نِ) (اِ.)
        ۱- بیخ ران تا سر انگشتان پا.
        ۲- فنی است از کشتی.

          لگو

          (لِ گُ) [ انگ ] (اِ.)اسباب بازی به صورت قطعه‌های کوچک چوب، فلز و مخصوصاً پلاستیک در شکل‌ها و رنگ‌های مختلف و قابل جفت شدن با یکدیگر برای ساختن بازیچه‌های گوناگون مثل خانه، صندلی و….

            پیمایش به بالا