(لَ) (ص.) (عا.) لقبی که به زنان بدکاره میدهند.
(لِ لْ لا) [ ع. ] (ق.) برای خدا، برای رضای خدا.
(لَ لِ) (اِ.) مردی که مربی و پرستار کودک است.
(لَ) [ ع. ] (حر نفی.) نه، نا.
(~.) (ص.) پر، لبالب.
(لِ مَ) [ ع. ] ۱- (ق. استفهام.) برای چه ¿ بهر چه ¿ ۲- (اِ.) سبب پرسی، سؤال.
(لَ) (اِ.) حالتی بین دراز کشیدن و نشستن.
(لِ) (اِ.) (عا.) فوت و فن کار، قِلِق کار.
(لَ. دَ) (مص ل.) (عا.) تکیه دادن.
(لَ. یَ رَ) [ ع. ] (ص.) بایر، غیر قابل کشت.