لهیف

(لَ) [ ع. ] (ص.)اندوهگین، دریغ خورنده.

    لو

    (لَ یا لُ) (اِ.)
    ۱- نوعی از حلوا.
    ۲- صفراء، زردآب.

      لو

      (~.) [ ع. ] (حر. ربط. شرط) اگر، گر. لولو.

        لو

        (اِ.) خال (در بازی ورق). ؛ یک ~ ورقی که یک خال داشته باشد. ؛ دو ~ ورقی که دو خال داشته باشد.

          لو

          (لُ) (اِ.) دام، تله (این کلمه به تنهایی کاربرد ندارد.) ؛ ~ دادن راز کسی را فاش کردن مشت کسی را باز کردن. ؛ ~رفتن گرفتار شدن به دلیل برملا شدن راز.

            لو دادن

            (لُ. دَ) (مص م.)
            ۱- مشت کسی را باز کردن.
            ۲- اسرار قلبی یا خطای خود را فاش کردن.

              لواء

              (لِ) [ ع. ] (اِ.) پرچم، بیرق. ج. الویه.

                پیمایش به بالا