لهنج

(لَ هَ) (اِ.)
۱- سنگی که گازران جامه بر آن زنند و شویند.
۲- فسان.

    لهنه

    (لُ نَ) [ ع. لُهنَه ] (اِ.)۱ – غذای کم و مختصر که سیر نکند.
    ۲- ارمغان، سوغات.

      لهو

      (لَ وْ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بازی کردن.
      ۲- (اِ.) آنچه مایه سرگرمی و بازی باشد.
      ۳- بازی، طرب، لعب.

        لهیب

        (لَ) [ ع. ] (اِ.) شعله و زبانه آتش.

          پیمایش به بالا