لولهنگ

(لُ لَ هِ) (اِ.) = لولهین. لولین. لولئین: آفتابه گلی، ابریق. ؛ ~ کسی زیاد آب گرفتن کنایه از: دارای نفوذ و اعتبار بودن.

    لولو

    (اِ.) شکل موهومی که بچه را با آن بترسانند.

      لولیدن

      (دَ) (مص ل.)
      ۱- (عا.) در جای خود جنبیدن و پیچیدن.
      ۲- رفت و آمد کردن به آهستگی.
      ۳- نمو کردن کودک به طوری که خود بتواند راه برود.

        لولیده

        (دِ) (اِمف.)
        ۱- (عا.) در جای خود جنبیده.
        ۲- به آهستگی رفت و آمد کرده.

          لون

          (لُ) [ ع. ] (اِ.) رنگ، گونه. ج. الوان.

            پیمایش به بالا