لینت

(لِ نَ) [ ع. لینه ] (مص ل.)۱ – نرم گردیدن، نرم شدن.
۲- مجازاً روانی شکم، کارکرد شکم.

    لیوان

    (اِ.) ظرف اغلب استوانه‌ای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات.

      لیوه

      (وَ یا وِ) (ص.)
      ۱- فریبنده و چاپلوس.
      ۲- لوس، بی مزه.
      ۳- هرزه گو، هرزه گرد.

        م

        (حر.) بیست و هشتمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۴۰ در حساب ابجد.

          مآل

          (مَ) [ ع. ] (اِ.) عاقبت، سرانجام.

            پیمایش به بالا