(لِ نَ) [ ع. لینه ] (مص ل.)۱ – نرم گردیدن، نرم شدن. ۲- مجازاً روانی شکم، کارکرد شکم.
(اِ.) خورشید، آفتاب.
(اِ.) ظرف اغلب استوانهای معمولاً بزرگتر از استکان یا فنجان برای نوشیدن مایعات.
[ معر. ] (اِ.) ایوان خیمه شاهی.
(وَ یا وِ) (ص.) ۱- فریبنده و چاپلوس. ۲- لوس، بی مزه. ۳- هرزه گو، هرزه گرد.
(حر.) بیست و هشتمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۴۰ در حساب ابجد.
(مَ) [ ع. ] (اِ.) جای بازگشت.
(مَ خِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مأخذ.
(مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مأربه.
(مَ) [ ع. ] (اِ.) عاقبت، سرانجام.