مات

(ص.)
۱- حیران، سرگشته.
۲- (اِ.) وضعیتی در بازی شطرنج که شاه قادر به هیچ حرکتی نیست و بازی به اتمام می‌رسد.

    ماتادور

    (دُ) [ فر. ] (اِ.) کسی که در میدان عمومی با گاو مبارزه می‌کند، گاوباز.

      ماتحت

      (تَ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- پایین، زیر.
      ۲- در فارسی به معنای مقعد.

        ماترک

        (تَ رَ) [ ع. ] (اِ.) میراث، آنچه که از شخص مرده به جا می‌ماند

          ماتریالیسم

          (تِ) [ فر. ] (اِ.) ماده گرایی، نظریه‌ای که برطبق آن هیچ جوهری جز ماده وجود ندارد.

            پیمایش به بالا