ماشه

(ش) (اِ.)
۱- انبر.
۲- آلتی است در اسلحه گرم که با کشیدن آن تیر شلیک می‌شود.

    ماشو

    (اِ.) غربال و الکی که سوراخ‌های ریز دارد. ماشوب نیز گفته شده.

      ماشین

      [ فر. ] (اِ.)
      ۱- دستگاهی که به وسیله موتور یا دینام یا بدون آن حرکت می‌کند و کارهای مختلف انجام می‌دهد.
      ۲- وسیله نقلیه موتوری، اتومبیل.

        ماشین نویس

        (نِ) (اِ.) کسی که (معمولاً در اداره‌ها یا مؤسسه‌ها) نوشته‌ها را به وسیله ماشین تحریر ماشین می‌کند.

          ماشینی

          (ص.)
          ۱- مربوط یا منسوب به ماشین.
          ۲- انجام شده یا ساخته شده به وسیله ماشین.
          ۳- همانند ماشین.

            ماضی

            [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- گذشته (زمان). مق حال، مستقبل (آینده). ضح – فعلی است که بر زمان گذشته دلالت کند: رفتم، نوشتم. گفت و آن شامل اقسام مختلف است.
            ۲- در گذشته، مرده.
            ۳- برنده، قاطع.
            ۴- مرد رسا در امور، کاربر.

              ماعز

              (عِ) [ ع. ] (اِ.) واحد معز.
              ۱- یک بز.
              ۲- پوست بز.
              ۳- مرد درشت پی استوار خل ق ت.

                ماعون

                [ ع. ] (اِ.)
                ۱- آن چه که از آن کمک جویند و سود برند.
                ۲- اسباب خانه مانند دیگ و تابه و غیره.
                ۳- معروف.
                ۴- زکات.
                ۵- طاعت.
                ۶- باران.
                ۷- آب.

                  پیمایش به بالا