مصدر لازم مثابرت (مُ بَ رَ) [ ع. مثابره ] ۱- (مص ل.) پیوسته در کاری بودن. ۲- پیشی گرفتن. ۳- تحمل رنج و مشقت.
مصدر متعدی مثافنت (مُ فَ یا فِ نَ) [ ع. مثافنه ] (مص م.) ۱- مجالست کردن، هم زانو نشستن. ۲- یاری کردن.
اسم مثال (مِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- مانند، شبیه. ۲- فرمان، حکم. ج. امثله. ۳- کلمه یا عبارتی که برای توضیح مطلبی یا قاعدهای آورده شود. ۴- شاهد. ۵- تصویر، تمثال. ۶- مجسمه، پیکر.