مثانه

(مَ نِ) [ ع. مثانه ] (اِ.) کیسه عضلانی غشایی که ادرار پس از خروج از کلیه‌ها، در آن جمع می‌شود.

    مثانی

    (مَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آیات قرآن.
    ۲- سوره فاتحه.

      مثبت

      (مُ بَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- ثبت شده.
      ۲- استوار شده، برقرار.
      ۳- ثابت شده، مدلل.
      ۴- دارای جنبه موافقت و پذیرش.
      ۵- خوشایند و خوب.
      ۶- ویژگی کمیتی بزرگ تر از صفر (ریاضی).

        مثبت

        (مُ بِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- ثابت کننده، مدلل سازنده.
        ۲- استوار کننده.
        ۳- ثبت – کننده. ج. مثبتین.

          مثبت

          (مُ ثَ بَّ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- محکم کرده، استوار کرده.
          ۲- برجای داشته.

            مثبت

            (مُ ثَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- محکم کننده، استوار کننده.
            ۲- برجا دارنده.

              مثردیطوس

              (مَ رَ) [ معر. ] (اِ.) معجون ضد سمی که تهیه شدن آن را اول دفعه منسوب به مهرداد (میترادات) پادشاه پنتوس از خاندان پارت می‌دانند؛ مثرودیطوس.

                مثقال

                (مِ) [ ع. ] (اِ.) واحدی برای وزن معادل ۱۱۶ سیر. ؛ ~ی هفت صنار فرق داشتن کنایه از: بسیار متفاوت بودن، بسیار برتر بودن.

                  پیمایش به بالا