مثل زدن

(مَ ثَ. زَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- مطلبی را به عنوان مثل نقل کردن.
۲- چیزی را به صفتی شناختن (عموماً).

    مثلاً

    (مَ ثَ لَ نْ) [ ع. ] به طور مثال.

      مثلث

      (مُ ثَ لَّ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- شکلی که دارای سه ضلع و سه زاویه باشد.
      ۲- عطری که از ترکیب سه ماده خوشبو درست شده باشد.

        مثلثات

        (مُ ثَ لَ) [ ع. ] (اِمف. اِ.)
        ۱- جِ مثلث.
        ۲- بخشی از علم ریاضی که موضوعش مطالعه و تعیین روابط بین اضلاع و زوایای مثلث و تعیین عناصر نامعلوم یک مثلث از روی اندازه‌های معلوم آن است.

          مثله

          (مُ لِ) [ ع. مثله ] (اِ.) گوش و بینی بریده شده.

            مثمن

            (مُ ثَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
            ۱- هشت تایی، هشت گوشه.
            ۲- فروخته شده.

              مثنوی

              (مَ نَ) [ ع. ] (اِ.) مزدوج، دو دو، شعر متحدالوزنی که هر یک از ابیات آن دارای قافیه مخصوص به خود باشد.

                پیمایش به بالا