مثنی

(مُ ثَ نّا) [ ع. ] (اِ.)
۱- دو دو، دوتا دوتا.
۲- حرفی که دارای دو نقطه باشد.

    مثول

    (مُ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- به حضور آمدن، به خدمت ایستادن.
    ۲- تشبیه کردن.
    ۳- افتادن از موضع و جای خود.
    ۴- چسبیدن به زمین.
    ۵- بریدن گوش و بینی کشته برای عبرت دیگران.

      مثیل

      (مَ) [ ع. ] (ص.) شبیه، مانند، همانند.

        مج

        (مَ) (اِ.) = ماج: ماه، قمر.

          مجاجه

          (مُ جَ یا جِ) [ ع. مجاجه ]
          ۱- (اِ.) آن چه از دهان بیرون ریزند.
          ۲- عصاره شی ء.

            پیمایش به بالا