مثقب

(مِ قَ) [ ع. ] (اِ.) مته و هر چیزی که سوراخ کند.

    مثقل

    (مُ ثَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.) سنگین کننده، گران سنگ گرداننده.

      مثل

      (مُ ثُ) [ ع. ] (اِ.) ج. مثال ؛ مانندها، شبیه‌ها.

        مثل

        (مِ ثْ) [ ع. ] (حر رب.) مانند، نظیر، همتا. ج. امثال. ؛ ~ موم: بسیار نرم. ؛ ~ تیر: بسیار تند. ؛ ~ استخوان: بسیار لاغر. ؛ ~ بره:بسیار رام. ؛ ~ شیشه: بسیار شکننده. ؛ ~ آدم: شایسته آدمیزاد.

          مثل

          (مَ ثَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- سخن مشهور.۲ – داستان، قصه.
          ۳- عبرت.
          ۴- پند، اندرز.

            پیمایش به بالا