مدرج

(مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جای رفتن و گذشتن. ج. مدارج.

    مدرج

    (مُ دَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.) درجه دار، پله پله شده.

      مدرجه

      (مَ رَ جَ یا جِ) [ ع. مدرجه ] (اِ.)
      ۱- راه.
      ۲- وسیله و روشی که برای ترقی شخصی به کار رود.

        مدرسه

        (مَ رَ س) [ ع. مدرسه ] (اِ.) محل درس دادن و علم آموختن. ج. مدارس.

        جایی که درس می‌خوانیم.
        مَدرِسه
        مَد + رِ + سه
        school
        مدرسه
        بچّه‌ها در مدرسه درس می‌خوانند.
        مدرسه که صرف کردن نداره
        ولی خوب چه کنم نیازه
        اینم یکی دیگه

        مدرک

        (مُ رِ) [ ع. ] (اِ فا.) دریابنده، درک کننده.

          مدرک

          (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) دلیل، سند، مأخذ. ج. مدارک. ؛ ~ تحصیلی نوشته‌ای رسمی که نشان می‌دهد شخصی دوره تحصیلی معینی را گذرانده‌است. ؛ ~ ِ تخصصی نوشته‌ای که نشان می‌دهد شخصی تخصص در یک رشته عم لی یا فنی را گذارنده‌است.

            مدرکات

            (مُ رَ) [ ع. ] (اِمف.) [ ع. ] (اِمف.) جِ مدرکه ؛ آن چه از اشیا ادراک شود.

              مدرکه

              (مُ رِ کِ) [ ع. مدرکه ] (اِ.) ذهن، عقل، نیرویی در انسان که حقیقت چیزها با آن دریافت می‌شود.

                پیمایش به بالا