مدرن

(مُ دِ) [ فر. ] (اِ.) تازه، باب روز.

    مدرنیزه

    (مُ دِ زِ) [ انگ. ] (ص.) مجهز یا نوسازی شده با وسیله‌ها، اسباب‌های سبک با کاربرد امروزی.

      مدرنیسم

      (مُ دِ) [ فر. ] (اِ.) = مدرنیته: طرفداری از آن چه نو و بدیع باشد، راه و رسم جدید.

        مدری

        (مِ ی ‘) [ ع. ] (اِ.)۱ – شانه.
        ۲- سیخ.
        ۳- شاخ (آهو، گوزن و جز آن‌ها).
        ۴- تخت.

          مدغم

          (مُ غَ) [ ع. ] (اِمف.) ادغام شده، حرفی که در حرف دیگر همجنس یا قریب المخرج داخل شود و یک حرف مشدد تلفظ گردد. مثلاً دال در «مدت».

            پیمایش به بالا