مدفع

(مَ فَ) [ ع. ] (اِ.) جای گرد آمدن آب، مجرای آب. ج. مدافع.

    مدفوع

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- دفع شده، رانده شده.
    ۲- گُه، نجاستی که از مقعد انسان خارج شود.

      مدقق

      (مُ دَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- باریک گردانیدن.
      ۲- کار دقیق کننده.
      ۳- نکته‌های دقیق پیدا کننده.

        مدقوق

        (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- کوفته شده.
        ۲- لاغر و باریک.
        ۳- آن که مرض دق دارد.

          مدل

          (مُ دِ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- نمونه، سرمشق، الگو.
          ۲- هر چیز و هر کس اعم از مجسمه و انسان و غیره که در برابر هنرمند قرار گیرد تا از روی آن نقاشی کند یا مجسمه بسازد.

            مدلس

            (مُ دَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- آن که عیب کالای خود را از خریداران پنهان کند.
            ۲- خدعه کننده.
            ۳- کسی که خود را مقدس جلوه دهد و نباشد.

              پیمایش به بالا