مدلهم

(مُ لَ هِ) [ ع. ] (اِفا. ص.)۱ – سیاه، تاریک.
۲- شب تاریک.

    مدمغ

    (مُ دَ مَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- غذای چرب کرده شده.
    ۲- در فارسی: کسی که دماغ (تکبر) و نخوت دارد؛ پرنخوت، متکبر.

      مدن

      (مُ دُ) [ ع. ] (اِ.) جِ مدینه ؛ شهرها.

        مدنگ

        (مَ دَ) (اِ.)
        ۱- کلید، دندانه کلید.
        ۲- قفل، کلون.

          مدنی

          (مَ دَ یّ) [ ع. ] (ص نسب.)
          ۱- شهرنشین.
          ۲- آیاتی که در مدینه بر پیامبر (ص.) نازل شد.

            مدنیت

            (مَ دَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) شهر – نشینی، تمدن.

              پیمایش به بالا