آچار

(اِ.)
۱- تُرشی، چاشنی.
۲- زمین پست و بلند و سراشیب.
۳- درهم آمیخته.

    آچار

    [ تر. ] (اِ.) آلتی فلزی که به وسیله آن مهره‌های آهنین را باز کنند یا ببندند و انواع مختلف دارد: چهارسو، دو سر، شمع، شلاقی، آلن و غیره.

      آچار فرانسه

      (فَ س ِ) [ تر – فر. ] (اِ.)
      ۱- آچار یک دسته با یک فکِ ثابت و یک فکِ متحرک.
      ۲- (عا.) مجازاً به شخصی گویند که در کارهای مختلف (معمولاً فنی) وارد است.

        آچارکشی

        (کِ) [ تر – فا. ] (حامص.) وارسی شل یا سفت بودن پیچ و مهره‌ها و سفت کردن پیچ‌های شُل به ویژه در خودروها.

          آچمز

          (مَ) [ تر. ] (اِ.)اصطلاحی است درشطرنج، و حالت مهره‌ای که اگر آن را از جوار شاه بردارند، شاه کیش می‌شود.

            آحاد

            [ ع. ] (اِ.) جِ احد؛ یکان، یک‌ها.
            ۱- افراد، اشخاص.
            ۲- دسته اعداد نخستین از
            ۱- تا ۹.

              آخ

              (ص.) کلمه افسوس که هنگام احساس درد و رنج یا اظهار تأسف تلفظ می‌کنند.

                پیمایش به بالا