آخال

(اِ.)
۱- خاکروبه، آشغال.
۲- هر چیز دورانداختنی.

    آختن

    (تَ) (مص م.)
    ۱- بر آوردن، بیرون کشیدن (تیغ وشمشیر از غلاف).
    ۲- بالا بردن، برافراشتن.
    ۳- آماده و کوک کردن ساز.

      آخته

      (تِ)(ص مف.)
      ۱- برآورده، کشیده، بیرون کشیده.۲ – برافراشته، بالا برده.
      ۳- کشیده، مقابلِ منحنی.
      ۴- گشوده، باز کرده.

        آخر

        (خَ) [ ع. ] (ص.) دیگر، دیگری. ج. آخرین.

          آخر

          (خِ) [ ع. ] (ص.) پسین، پایان، انجام. ؛~ ِ خط بودن کنایه از: پایان عمر را طی کردن.

            آخرالامر

            (خِ رَ یا رُ اَ) [ ع. ] (ق مر.) سرانجام، آخرکار، عاقبت.

              آخرت

              (خِ رَ) [ ع. ] (اِ.) جهان دیگر، عقبی.

                پیمایش به بالا