مرکن

(مِ کَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای شست و شوی لباس.
۲- تغار بزرگ.

    مرکوب

    (مَ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) سواری کرده شده.
    ۲- (اِ.) آنچه بر آن سوار شوند مانند اسب و قاطر و غیره.

      مرکورکرم

      (مَ کُ کُ رُ) [ انگ. ] (اِ.) داروی جیوه دار دارای بلورهای سبز رنگین کمانی که محلول آن سرخ رنگ است و به عنوان میکرب کش کاربرد دارد.

        مرگ

        (مَ) [ په. ] (اِ.) مردن، فوت، قطع حیات، از بین رفتن زندگی.

          مرگبار

          (~.) [ انگ. ] (ص.) پدید آورنده مرگ، معمولاً برای عده‌ای زیاد.

            مرمد

            (مُ مَ) [ ع. ] (ص.) کسی که چشم درد دارد.

              پیمایش به بالا