مزج

(مَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) آمیختن، درهم آمیختن، مخلوط کردن.
۲- (اِمص.) آمیزش، اختلاط.

    مزخرف

    (مُ زَ رَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- آراسته شده با چیزهای فریبنده.
    ۲- سخن بی اصل و بی – معنی.
    ۳- زراندود.
    ۴- بی ارزش، بیهوده.
    ۵- زشت، ناپسند.

      مزد

      (مُ) [ په. ] (اِ.) اجرت، مجازاً: پاداش.

        مزدا

        (مَ) (اِ.) دانای بی همتا، آفریدگار.

          پیمایش به بالا