مسلم شدن

(مُ سَ لَّ. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- قطعی شدن، ثابت شدن.
۲- مقرر شدن، مختص.

    مسلماً

    (مُ سَ لَّ مَنْ) [ ع. ] (ق.) قطعاً، یقیناً، محققاً.

      مسلمان

      (مُ سَ) [ ع. ] (اِ.) پیرو دین مبین اسلام. ؛ ~ نشنود کافر نبیند کنایه از: تحمل رنج بسیار شدید.

        مسلی

        (مُ سَ لّ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) تسلی دهنده.
        ۲- (اِ.) سومین اسب مسابقه.

          مسما

          (مُ سَ مّ) [ ازع. ] (اِ.) نوعی غذا که با گوشت و بادمجان و غیره پزند و آن اقسام مختلف دارد مانند مسمای بادمجان، مسمای مرغ و غیره.

            پیمایش به بالا