مطاع

(مُ) [ ع. ] (اِمف.) اطاعت شده، در خور اطاعت، کسی که از او فرمان برداری و اطاعت کنند.

    مطال

    (مِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- درنگ کردن در امری، تأخیر کردن.
    ۲- درنگ کردن در ادای وام و حق کسی.

      مطال

      (مَ طّ) [ ع. ] (ص.) دیرکننده در پرداخت وام.

        مطالبه

        (مُ لَ بَ یا بِ) [ ع. مطالبه ] (اِمص.) خواستن، طلب کردن. ج. مطالبات.

          مطالعه

          (مُ لِ عِ یا لَ عَ) [ ع. مطالعه ] (مص م.)
          ۱- نگاه کردن به چیزی برای اطلاع یافتن از آن.
          ۲- خواندن کتاب یا هر نوشته دیگر. ج. مطالعات.

            پیمایش به بالا