(مَ) [ ع. ] (اِ.) استحکامات، جرثقیل (جنگی)، توپخانه.
(مَ عَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای غذا خوردن. ۲- خوراک، طعام. ج. مطاعم.
(مِ عَ) [ ع. ] (ص.) بسیار نیزه زننده به دشمن.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- چشیده شده. ۲- خورده شده. ۳- خوردنی، خوراک.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) با نیزه زده شده، زخمی شده.
(مُ طَ فِّ) [ ع. ] (اِفا.) کم فروش، کسی که هنگام وزن کردن از وزن واقعی کالا کم کند.
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) خاموش کننده آتش.
(مَ) [ ع. ] (اِمص.) مسامحه، مماطله.
(مُ طَ ل لا) [ ع. مطلی ] (اِمف.) پوشیده شده از طلا، دارای لعابی از طلا.
(مَ لَ) [ ع. ] (اِ.) مقصود، مراد. ج. مطالب.