مطلع

(مَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای برآمدن آفتاب. ج. مطالع.
۲- نخستین بیت غزل یا قصیده.

    مطلق

    (مُ لَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- تمام، همه.
    ۲- آزاد، رها.
    ۳- بی قید. مق مقید.
    ۴- در دستور ویژگی عنصر دستوری ای که قید و شرطی در تعریف آن نیست.

      مطلقاً

      (مُ لَ قَنú) [ ع. ]
      ۱- (ق.) کاملاً، تماماً.
      ۲- هرگز، ابداً.

        مطلقه

        (مَ طَ لّ قَ یا قِ) [ ع. مطلقه ] (اِمف.) زن طلاق داده شده، طلاق داده.

          مطلوب

          (مَ) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) خواسته شده، طلب شده.
          ۲- (ص.) دلپسند، خوش آیند.
          ۳- محبوب، معشوق.

            پیمایش به بالا