مقتنی

(مُ تَ) [ ع. ] (اِ فا.)
۱- فراهم کننده، به دست آورنده.
۲- مالک، متصرف.

    مقحم

    (مُ حَ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- ضعیف، سست.
    ۲- اعرابیی که در دشت نشو و نما کند.
    ۳- آن که به هنگام قحطی ترک دیار خود کند.

      مقدار

      (مِ) [ ع. ] (اِ.) اندازه، پاره‌ای از چیزی. ج. مقادیر.

        مقدام

        (مِ) [ ع. ] (ص.)
        ۱- بسیار اقدام کننده.
        ۲- دلاور، مبارز.

          مقدس

          (مَ دِ) [ ع. ] (اِ.) جای پاک و پاکیزه.

            مقدس

            (مُ قَ دَّ) [ ع. ] (ص.)
            ۱- پاک و پاکیزه.
            ۲- شایسته پرستش و احترام.
            ۳- دارای کیفیت آسمانی.
            ۴- بسیار با ارزش و گرامی.

              پیمایش به بالا