مقوا

(مُ قَ وّ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کاغذ ضخیم که از آن برای ساختن جلد کتاب یا چیزهای دیگر استفاده می‌کنند.

    مقود

    (مِ وَ) [ ع. ] (اِ.) افسار، مهار. ج. مقاود.

      مقول

      (مَ) [ ع. ]
      ۱- (اِمف.) گفته شده.
      ۲- (اِ.) گفتار.
      ۳- محمول.

        مقوم

        (مُ قَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آن که کجی چیزی را راست کند.
        ۲- ارزیاب، قیمت کننده.

          مقومی

          (مُ قَ وِّ) [ ع – فا. ] (حامص.)
          ۱- راست کنندگی، قایم کنندگی.
          ۲- قیمت کنندگی، ارزیابی.
          ۳- تقویم نویسی.

            پیمایش به بالا