مک کارتیسم

(مَ) [ انگ. ] (اِ.) مکتب سیاسی ایجاد شده به وسیله جوزف مک کارتی (۱۹۰۸ – ۱۹۵۷) سناتور آمریکایی، براساس برچسب زدن به مخالفان سیاسی، به ویژه روشنفکران جهت بی اعتبار کردن آنان در نزد توده مردم به بهانه پیشگیری از نفوذ کمونیسم.

    مکاتبه

    (مُ تَ بَ یا تِ بِ) [ ع. مکاتبه ]
    ۱- (مص ل.) به یکدیگر نامه نوشتن.
    ۲- (اِمص.) نامه نگاری. ج. مکاتبات.

      مکاتمت

      (مُ تَ مِ یا مَ) [ ع. مکاتمه ] (مص م.)
      ۱- نیک پوشانیدن.
      ۲- سر خود را از کسی پنهان داشتن.

        مکاثرت

        (مُ ثَ رَ) [ ع. مکاثره ] (مص ل.)
        ۱- فزونی جُستن.
        ۲- بر یکدیگر پیشی گرفتن.
        ۳- با هم نبرد کردن.

          مکار

          (مَ کّ) [ ع. ] (ص.) پر مکر، پرحیله.

            مکاره

            (مَ کّ رِ) [ ع. مکاره ]
            ۱- (ص.) بسیار مکرکننده، حیله گر.
            ۲- (اِ.) بازاری که هر سال یک بار به مدت چند روز در محلی برگزار می‌شود و از شهرها و کشورهای مختلف در آن شرکت می‌جویند.

              پیمایش به بالا