مکاری

(مُ) [ ع. ] (اِ فا.) کرایه دهنده، کسی که چهارپایان را کرایه می‌دهد.

    مکاس

    (مَ کّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- باج گیر.
    ۲- کسی که حقوق گمرکی گیرد.

      مکاشفه

      (مُ شَ فَ یا ش فِ) [ ع. مکاشفه ]
      ۱- (مص ل.) آشکار شدن اسرار و امور غیبی در دل عارف.
      ۲- (مص م.) کشف کردن، آشکار ساختن.
      ۳- (اِمص.) کشف. ج. مکاشفات.

        مکافحت

        (مُ فَ حَ) [ ع. مکافحه ] (مص م.)
        ۱- روبرو شدن با دشمن در جنگ.
        ۲- دفاع کردن از کسی.

          مکافی

          (مُ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- مکافات کننده، پاداش دهنده.
          ۲- مساوی، برابر.

            پیمایش به بالا