(مَ) [ ع. ] (اِ.) فریب، حیله.
(مِ کَ رّ) [ ع. ] (ص.) ۱- سخت حمله کننده در جنگ. ۲- شدید.
(مُ کَ رَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) تکرار شده. ۲- (ق.) به دفعات، بارها.
(مُ کَ رَّ رَ نْ) [ ع. ] (ق.) بارها، به تکرار.
(مَ رَ عَ یا ع) [ ع. مکرعه ] (اِ.) مشک آب.
(مُ رَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- اکرام شده، بزرگ داشته، احترام کرده. ۲- احسان کرده.
(مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- اکرام کننده، احترام کننده. ۲- احسان کننده.
(مُ کَ رَّ) [ ع. ] (ص.) بزرگ داشته شده، عزیز.
(مَ رُ مَ) [ ع. مکرمه ] (اِمص.) بزرگی، جوانمردی.
(مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.) اکراه نماینده، ناخوش دارنده.