مکعب

(مُ کَ عَ) [ ع. ] (اِ.) هر جسمی که دارای شش سطح باشد.

    مکفر

    (مُ کَ فَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- کافر خوانده شده.
    ۲- کفاره داده شده.

      مکفر

      (مُ کَ فِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- نسبت کفر – دهنده به کسی.
      ۲- کفاره دهنده.

        مکلا

        (مُ کَ لْ لا) [ ع. ] (ص.) گرفته شده از واژه فارسی «کلاه»، کسی که کلاه بر سر می‌گذارد.

          مکلس

          (مُ کَ لَّ) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) آهکی شده.
          ۲- (ص.) آهک دار، آهکی.

            مکلف

            (مُ کَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) تکلیف شده، کسی که انجام کاری را عهده دار شده باشد.

              مکلف

              (مُ کَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- به زحمت و مشقت اندازنده.
              ۲- تعیین کننده تکلیف. ج. مکلفین.

                پیمایش به بالا