مکلف شدن

(~. شُ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.)
۱- انجام کاری را به عهده گرفتن.
۲- به سن بلوغ رسیدن.

    مکلل

    (مُ کَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) آراسته شده، تاج بر سر نهاده شده.

      مکمن

      (مَ مَ) [ ع. ] (اِ.) کمین گاه، جای پنهان شدن. ج. مکامن.

        مکنت

        (مُ نَ) [ ع. مکنه ] (اِ.) توانگری، نیرو، ثروت.

          مکنسه

          (مِ نَ س یا سَ) [ ع. مکنسه ] (اِ.)
          ۱- جاروب، جارو.
          ۲- گل کتانی. ج. مکانس.

            مکنو

            (مَ نُ) (اِ.) نوعی سرانداز زنان زردشتی ایران.

              پیمایش به بالا