مکوک

(مَ) [ معر. ] (اِ.) = مکو. ماکو:
۱- افزار جولاهگان که بدان جامه بافند.
۲- آلتی در چرخ خیاطی که ماسوره در میان آن جای دارد.
۳- طاسی که از آن آب خورند، طاسی که بالای آن تنگ و میانش گشاد باشد.
۴- واحدی در عراق قدیم معادل ۱۶ قفیز یا ۵ من.

    مکوکب

    (مُ کَ کَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- ستاره دار کرده، منقوش به نقش ستاره.
    ۲- به وسیله میخ‌های زر و سیم میخکوب شده.

      مکی

      (مَ یّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- منسوب به مکه.
      ۲- سوره‌هایی از قرآن که در مکه نازل شده.

        پیمایش به بالا