ملابس

(مَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ملبس ؛ پوشاک‌ها و لباس‌ها.

    ملاج

    (مَ) (اِ.) [ ع. ] قسمت بالای جمجمه که در دوران نوزادی نرم است.

      ملاح

      (مَ لّ) [ ع. ] (ص.) کشتی بان، ناخدا. ج. ملاحان.

        ملاحده

        (مَ حِ دِ) [ ع. ملاحده ] (ص. اِ.) جِ ملحد؛
        ۱- کافران.
        ۲- لقب پیروان حسن صباح.

          ملاحظه

          (مُ حَ ظَ یا حِ ظِ) [ ع. ملاحظه ] (مص م.)
          ۱- نگاه کردن، مراقبت کردن.
          ۲- مراعات کردن.

            ملاحظه کار

            (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) (عا.) کسی که در انجام کاری همه جوانب را در نظر می‌گیرد.

              پیمایش به بالا