ملول

(مَ) [ ع. ] (ص.) بیزار، اندوهگین، به ستوه آمده.

    ملون

    (مُ لَ وَّ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) رنگ کرده شده.
    ۲- (ص.) رنگارنگ.

      ملی

      (مَ لِ یّ) [ ع. ] (ص.) توانگر، توانا.

        ملی

        (مِ لّ) [ ع. ] (ص نسب.)
        ۱- آن چه مربوط به ملت و قوم باشد.
        ۲- طرفدار ملت، هوادار ملت.

          ملی کردن

          (مِ لّ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.) مالکیت دولت بر بخشی از صنایع وفعالیت‌های تولیدی یا اقتصادی.

            ملیت

            (مِ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) قومیت، آنچه مربوط به قوم و ملت باشد.

              ملیح

              (مَ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- نمکین، نمک دار.
              ۲- دارای

                پیمایش به بالا