ملوان

(مَ لَ) (ص.) ملاح، دریانورد، ناوبر در کشتی‌های تجاری (فره).

    ملوان

    (~.) [ ع. ] (اِ.) تثنیه ملا (ملأ)؛ شب و روز.

      ملودرام

      (مِ لُ دِ) [ فر. ] (اِ.) درام عامه پسند موزیکال با ویژگی‌های نمایشی و حرکت‌های بدنی که موضوع آن معم ولاً غیرواقعی و اغراق آمیز است.

        ملوز

        (مُ لَ وَّ) [ ع. ] (اِمف. ص.)
        ۱- بادامی شکل، شبیه به بادام.
        ۲- به شکل لوزی.
        ۳- خرمای پر کرده از بادام و جوزاغند.

          ملوک

          (مُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ملک ؛ پادشاهان.

            ملوک الطوایفی

            (مُ کُ طَّ یِ) [ ع. ] (اِمر.) فرمانروایی مالکین بزرگ و سران هر منطقه بر رعایا و مردم آن منطقه.

              پیمایش به بالا