مموه

(مُ مَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- زراندود، آب زر داده.
۲- خوش ظاهر و بد باطن.

    ممیز

    (مُ مَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- جدا کننده، تمیز دهنده.
    ۲- ارزیاب مالیات، تشخیص دهنده مالیات.

      ممیزی

      (مُ مَ یِّ) [ ع – فا. ] (حامص.)
      ۱- وارسی، رسیدگی.
      ۲- ارزیابی مالیاتی.

        من

        (~.) (اِ.) سوراخ وسط شاهین ترازو که زبانه ترازو را از آن بگذرانند.

          من

          (مَ نّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) نیکویی کردن درباره کسی.
          ۲- بخشش نمودن و سپس منت گذاشتن.
          ۳- (اِمص.) منت.

            من

            (مَ) (اِ.) واحدی برای وزن برابر با سه کیلوگرم.

              من

              (~.) (ضم.) ضمیر اول شخص مفرد.

                پیمایش به بالا