(مَ س یا سَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای قربانی ک ردن. ۲- راه و روش عبادت. ج. مناسک.
(مُ سَ لِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- داخل شونده، درآینده. ۲- آنکه وارد مسلکی شده. ۳- در رشته کشیده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نسبت داده شده، دارای نسبت.
(مَ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) بافته شده. ۲- (اِ.) پارچه.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) مطرود شده، رد کرده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) فراموش شده.
(مُ) [ ع. ] (اِفا.) آنکه یا آنچه سبب فراموشی گردد.
(مَ نِ) [ په. ] (اِمص.) خوی، سرشت.
(مُ شَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نوشتجات منشیانه. ۲- مجموعه نامهها.
(مَ شَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- جای پیدایش. ۲- اصل، مبداء.