منطق

(مَ طِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- استدلال عاقلانه.
۲- علمی که با به کار بستن اصول و قواعد آن می‌توان از فکر غلط یا استدلال نادرست پرهیز کرد.
۳- دلیل، علت.
۴- فکر درست.

    منطق

    (مِ طَ) [ ع. ] (اِ.) کمربند. ج. مناطق.

      منطقه

      (مِ طَ قِ) [ ع. منطقه ] (اِ.)
      ۱- کمرو هر آن چه بر میان بندند.
      ۲- بخشی از کره زمین که مختصات مخصوص به خود را دارد. ج. مناطق.

        منطقه البروج

        (مِ طَ قَ هُ لْ بُ) [ ع. ] (اِ.) مسیر حرکت ظاهری خورشید در میان ستارگان را منطقه البروج می‌نامند که از دوازده برج تشکیل شده و خورشید در هر ماه در یکی از این برج‌ها قرار می‌گیرد.

          منطقی

          (مَ طِ) [ ع. ] (ص نسب.)
          ۱- منسوب به منطق: منطق دان، عالم منطق.
          ۲- آن چه از روی تفکر و تعقل گفته شود.

            منطوق

            (مَ) [ ع. ]
            ۱- (اِمف.) نطق کرده شده، گفته شده.
            ۲- (اِ.) ظاهر هر سخن ؛ مق. مفهوم.

              منطوی

              (مُ طَ) [ ع. ] (اِفا.)
              ۱- درپیچیده شونده، ن وردیده.
              ۲- در فارسی: حاوی، مشتمل.

                منظر

                (مَ ظَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- چهره، سیما.
                ۲- نگاه، نظر.
                ۳- جای نگریستن. ج. مناظر.

                  پیمایش به بالا