مهجع

(مُ جِ) [ ع. ] (ص.) آن که گرسنگی را تسکین دهد.

    مهجه

    (مُ جَ یا جِ) [ ع. مهجه ] (اِ.) روح، روان.

      مهد

      (مَ) [ ع. ] (اِ.) گهواره، بستر.

        مهدم

        (مَ دُ) (اِ.)
        ۱- پرنده‌ای است صاحب مخلب و دم او ابلق می‌باشد و او را پر تیر سازند.
        ۲- کبوتری که تمام پرش سیاه و دمش سفید باشد.

          مهدوی

          (مَ دَ) [ ع. ] (ص نسب.)
          ۱- منسوب به مهدی (مطلق).
          ۲- منسوب به مهدی صاحب الزمان (ع) امام دوازدهم شیعیان.

            مهدویت

            (مَ دَ یَ) [ ع. مهدویه ] (مص جع.) وضع یا کیفیت مهدی (امام منتظر) بودن.

              پیمایش به بالا