مهراس

(مِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- هاونی است که با آن گندم و مانند آن می‌کوبند.
۲- سنگی که درون آن را خالی کرده باشند و در آن چیز گذارند یا آب ریزند و بدان وضو گیرند.
۳- شتر پر زور و بارکش سخت خور.

    مهرب

    (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) جای فرار و گریز. ج. مهارب.

      مهرگان

      (مِ) (اِ.) جشنی که ایرانیان در روز شانزدهم ماه مهر برگزار می‌کنند.

        مهرگیاه

        (مِ) (اِ.)
        ۱- معشوق و چهره معشوق.
        ۲- گیاه محبت و مهر، گویند گیاهی است که هرکس با خود داشته باشد، مردم او را دوست می‌دارند.

          مهره

          (مُ رِ) (اِ.)
          ۱- گلوله کوچک از شیشه یا سفال و جز آن‌ها.
          ۲- نام هر یک از استخوان‌های کوچکی که در تشکیل ستون فقرات جانداران شرکت دارند.

            پیمایش به بالا